ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
828
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
خمسه و قراگوزلو ، قراول لشكر منصور كرد و خود با سواره و پيادهء مازندرانى و استرآبادى ، كه ابواب جمع نوّاب بديع الزمان ميرزا بودند ، به انضمام هزارهجات سمنانى و دامغانى از عقب نوّاب طهماسب ميرزا روى به راه آوردند . موازى دو هزار سوار خراسانى به سرتيپى جعفر قلى خان ولد نجف قلى خان شادلو را قرار داد فرمود كه پنج فرسنگ در عقب تيپ بزرگ حركت نمايند و نوّاب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا را با افواج نظام و سوارهء آذربايجانى و توپخانهء صاعقه مبانى مقرّر نمود كه به اتفاق سهراب خان گرجى غلام پيشخدمت باشى معادل پنج فرسخ در عقب تيپ جعفر قلى خان ، پاى استعجال برگشايند . با عزمى چست و نيّتى درست به همين آيين از آقدربند حركت نمود و همه جا منزل به منزل رانده در روز سهشنبه بيست و سيم شهر جمادى الاول در عرصهء سرخس نزول اجلال فرمود . در پل خاتون موازى سيصد نفر از جماعت ساروق مرو ، كه به تاخت قائنات رفته ، اسير و مال فراوان گرفته بودند ، به تيپ نوّاب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا برخوردند و سهراب خان گرجى با سوارهء آذربايجانى ، ايشان را تعاقب نموده و به قلب جعفر قلى خان رسانيده به او سپردند . جعفر قلى خان نيز با سوارهء خراسانى از تعاقب ايشان تاخت تا همه را با اسير و مال در دور سرخس وارد اردوى و الا ساخت . از طالع بىزوال شاهنشاهى ، جميع آن سيصد نفر دستگير آمدند و از سرافشانى سربازان نظام كلّا عرضهء قمه و سرنيزه و شمشير شدند . اسراى قائنات به همراهى معتمدين روانهء اوطان خود گرديدند و صاحبان اموال نيز به مال منهوبهء خويش رسيدند . ذكر يورش بردن به قلعهء سرخس و افتتاح آن قلعه و قتل و اسر و نهب فراوان و فرستادن اسراى شيعه و تركمان به ارض فيضبنيان و اوضاع اتفاقيه از طالع بىزوال شاهنشاه دوران بعد از آنكه لشكر منصور از اموال تركمانان مغرور ، بر اسب و اسلحه و ادوات « 1 »
--> ( 1 ) . ملى : « ادواب »